• بکارگيري ۵ ايستگاه آتش‌نشاني جهت اطفا‌‌ حريق ۲ مزرعه در شهرکرد
  • برگزاري دوره‌هاي آموزشي ويژه نيروهاي جديد الورود سازمان آتش نشاني شهرکرد
  • تصويري/نشست هم انديشي پيرامون ارتقاء تعامل سازمان‌هاي تابعه شهرداري
  • جانمايي ايستگاه آتش نشاني در سطح شهر
  • خريد نردبان آتش‌نشاني نيازمند همکاري استانداري و مديريت بحران است
نامه به پدر آتش نشانم

به مناسبت 7 مهر

محمد مهدی تولکلی برای پدر آتش نشانش نامه ای نوشته است

کد خبر: 22168 تاریخ انتشار: 1398/07/11 11:27:51
نمایش: 165
اخبار
به نام خدا
تقديم به پدر عزيزم که وجودش مايه ي افتخار ماست... (حسين توکلي)
از طرف فرزندت محمد مهدي توکلي

امام رضا(ع) مي فرمايد: مَن فَرَّجَ عَن مُؤمِنٍ فَرَّجَ اَللّهُ عَن قَلبِه يَومَ القِيامَة
« هرکس به مؤمني فرج بخشد، خداوند در قيامت گره از دلش بگشايد. »
هفتم مهرماه به نام روز آتش نشاني و خدمات ايمني نام گذاري شده است. اين روز را بهانه مي کنم تا نامه اي به پدرعزيزم بنويسم که از جان و آسايش خود در راه حفظ جان و آسايش مردمان مي گذرد تا همگي در امنيت زندگي کنيم.
پدر فداکارم سلام
نميدانم اکنون که اين نامه را مي خواني کجا هستي؟ اما اين را از جان و دل مي دانم که هميشه در فکر خدمت به خلق و آماده ي کمک رساني به مردمان هستي...
چه زمان هاي بسياري که ما هم دوست داشتيم مثل سايرين، تو در کنار ما باشي؛ لحظه ي تحويل سال، زمان هاي شادي و خوشي و غيره و غيره. ولي شايد همان اوقات بود که در دل شعله هاي آتش بودي و طفل معصومي را از دامان آتش به دامان مادرش برمي گرداندي که انجام چنين کارهايي مايه ي مسرت توست.
زماني که آتش به شدت شعله مي کشد و هيچ کس جرأت ندارد به محل آتش سوزي نزديک شود، همان وقت فردي هست که با شجاعت و آرامش، پا درون آتش مي گذارد؛ آن فرد تو هستي، تويي که مي سوزي تا ديگران نسوزند. به راستي که درست گفته اند: آتش نشاني شغل نيست، عشق است. آري عشق است... اگر عشقي در کار نبود، نمي توانستي ساليان سال با سختي ها و خاطرات دردناک آن کنار بيايي.
پدر عزيزم تو شعله هاي سرکش و خشمگين و سوزان را فرومي نشاني با دنيايي از دلهره. همه ي روز و شبت را با آتش پنجه مي افکني، تا هيچ خانواده اي شبي را بي خانه پلک نبندد. پيشاني تو را مي بوسم که خط هاي سرنوشت بسياري از انسان ها به پيشاني تو گره خورده است. سرنوشت هاي سوخته را با ابرهاي عشق، به بهار پيوند مي زني و هرکجا که قدم مي گذاري، اميد جوانه مي زند.
پدر جان تو مي تواني عشق و اميد را از زير انبوهي از خاکستر بيرون بکشي و آسمان آبي را به پنجره هاي دود گرفته نشان بدهي.
هميشه مي گويي: آتش نشان که باشي بايد سر عمليات از شيمي و فيزيک و پزشکي و روان شناسي  تا آهنگري و برق و ... سررشته داشته باشي تا بتواني بهترين عملکرد را داشته باشي. بر دستان تواناي تو بوسه مي زنم که دست هاي تو، نشان آخرين ثانيه هاي نااميدي اند و لبخندت آغاز زندگي و شروعي دوباره است. تنها دشمني که مي شناسي، آتشي است که چشم بر خاکستر کردن خانه ي اميد ديگران بسته است.
پدر بزرگوارم تو مهربان ترين آشنايي هستي که به ياري اميدهايي مي شتابي که تا خاکستر شدن، زماني بيش فاصله ندارند و انسان هاي زيادي را نجات مي دهي و مصداق اين آيه مي شوي: فَمَن اَحياها فَکَأنَّما اَحيا النَاسَ جَميعاً «هرکس که يک نفر را از مرگ نجات دهد، گويي همه ي مردم را نجات داده است.»
پدر فداکارم سرنوشت خانه هاي بزرگ به دست هاي کوچک تو گره خورده است. ثانيه اي نمي توان به شعله هاي سرکش آتش انديشيد، وقتي نامي از تو نباشد.
خوب مي دانم که هيچ شبي را بي دلهره و اضطراب پشت سر نگذاشته اي. شب هايت را پاس مي داري تا خواب شهر به آرامش بگذرد. پشت پلک هاي تو آرامش جريان دارد. تو از تبار هزاران فرشته نجات اين شهرهاي دور و نزديکي که من مي شناسم.
پدر عزيزتر از جانم چه روزهاي بسياري که بعد از تمام شده مأموريت ها، با ظاهري پريشان و احوالي نالان به خانه برگشته اي و ناراحت از اينکه علي رقم تلاش هاي زياد، آتش غالب شده و جان کسي از دست رفته است. آنقدر ناراحتي که گويي صدمات به خانواده ي خودت وارد شده. از درون گر گرفته اي.
روزهايت مي گذرد و به هيچ چيز فکر نمي کني جز لبخندهاي سوخته اي که از لابه لاي دود و آتش بيرون مي کشي. به هيچ چيز نمي انديشي جز نگاه هاي ملتمسي که فرياد مي زنند و جز تو کسي را ياراي کمک نيست.
پدرجان دستانت راز سرشار رودخانه هاي جاري است. چون دريا موج مي زني و در خويش نمي گنجي. بلندتر از شعله ها قد کشيده اي. فراموش کرده اي ثانيه هايت را. بي تابي اتفاق را تاب نمي آوري. مي روي و تمام رودهاي جهان، به قامت تو اقتدا مي کنند. مي دوي و ميان دود و خاکستر گم مي شوي.
هميشه از خود مي گذري تا دست هاي مهربانت، تلخي سوزان حادثه را در هم بريزد. زلال چون آب ايستاده اي و حادثه تو را نمي سوزاند، بي کمک دست هاي تو روزهاي گداخته مان نمي گذرد.
و اکنون در آستانه ي اين روز بر خود لازم مي دانم که بوسه اي بر دستان فداکارت بزنم و روز عشق و ايثار و فداکاري را خدمت شما و همکاران تان تبريک عرض نمايم. تبريک به شما که در ميان شعله هاي آتش، پيام آور ايستادن و سرخ زيستن هستيد. بر خود بباليد که همان طور که پيامبر(ص) فرموده بهشت بر شما واجب است. مَن رَدَّ عَن قَومٍ مِنَ المُسلِمينَ عاديَةً ماءٍ اَو نارٍ وَجَبَت لَهُ الجَنَّة «کسي که دست هاي مسلمانان را از خطر سيل يا آتش سوزي نجات دهد، بهشت بر او واجب مي شود.»
با آرزوي موفقيت هاي روزافزون
دوست دار تو فرزندت

افزودن دیدگاه


سرپرست سازمان

 

      عنایت‌الله راهنورد

سرپرست سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی
شهرداری شهرکرد

 

لیست شرکت های خدمات رسانی در زمینه ایمنی ساختمان که مرد تائید سازمان آتش نشانی شهرکرد هستند، از قرار زیر است:

 
چند رسانه ای